حسنعلى خان افشار

195

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

روزگارش برجسته‌تر كرده است ، نقش سياسى اجتماعى اوست كه در متن كتاب ، به‌ويژه در جريان ماليات دزفول ، به آن پى مىبريم . رابطهء نيكوى او با سهام الدوله ارمنى به‌گونه‌اى است كه خود مىگويد : تمام حكام دورهء قاجاريه غارتگر و يا جلاد بوده‌اند به‌جز يك نفر به نام سهام الدوله سليمان خان ارمنى گرجى كه حاكم به تمام معنى بوده است « 1 » . رابطه‌اش با دولت ، سود دوسويه‌اى را در پى داشت : هم متضمن سياست‌هاى دولت و هم دربردارندهء منافع ملت بود . ازاين‌رو شيخ در سراسر عمرش مورد توجه دولت قرار داشت و بارها از طرف پادشاهانى چون ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه براى او فرمان سرافرازى و هديهء دولت دوستى فرستاد شد ، در حالى كه خانه‌اش جان‌پناه ياغيان دولت بود كه با اين كار از سياست گناهشان در امان مىماندند « 2 » . 63 . احتمالا با سيّد عيسى ده جيبرى يكى نيست ، زيرا در متن ، با توجه به آگاهى نويسنده ، اشاره به اين نشده است و چنين برمىآيد كه او همان كسى باشد كه در گزارش لايارد ، جايى كه به بزرگان دزفول اشاره مىشود ، نامش ياد شده است « 3 » . 64 . نك : ص 240 ، يادداشت 80 . 65 . حويزه ، هويزه ، از روزگار صفويه تا زمان ناصر الدين شاه يكى از پررونق‌ترين شهرهاى خوزستان بود و مركز بخش غربى سرزمين خوزستان - عربستان - به شمار مىآمد . رشد و رونق آن مديون قدرت مشعشعيان است كه با فروپاشى حكومت آنها ، شكوه هويزه نيز از ميان رفت . عامل ديگرى كه در آبادانى آن تأثير داشت ، سد كرخه - نهر هاشم - بود . در رسالهء سرحديه مىخوانيم : رود كرخه كه از وسط شهر حويزه مىگذشته و آبادى شهر در جنبين رودخانهء مزبوره اتفاق افتاده و جسرى در روى آن بوده است اكنون به علت كسر سد نهر هاشم و ميل آب به مجراى قديم كرخه ، در شهر حويزه معموره و آبادى ديگر

--> ( 1 ) . نك : همانجا ، ص 21 . ( 2 ) . در تدوين مطالب بالا از نوشته‌هاى آقا محمد طاهر معزى ، يكى از نوادگان شيخ استفاده شد . و نيز نك : نجم الملك ، عبد الغفار ، سفرنامه خوزستان ، ص ص 23 - 22 ؛ اعتماد السلطنه ، الماثر و الآثار ، ج 1 ، ص 205 ؛ حبيب‌آبادى ، ميرزا محمد على ، مكارم الآثار ، ج 3 ، ص ص 899 - 900 ؛ رازى ، شيخ محمد شريف ، گنجينهء دانشمندان ، ج 5 ، ص ص 145 - 146 . ( 3 ) . نك : لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 74 .